شعر من : شماره ۴۱ : لحظه‌ی آخر

🥀

روزگاری مثل رویا

ما به هم دل داده بودیم

یک زمانی، این دلا رو

ما به همدیگه سپردیم

سُرمه‌ای پوشیدن تو

یا که مشکی بر تن تو

شوق من از دیدن تو

وای به روزی که نبودیم

مثل بچه‌های شیطون

کمی آشفته و حیرون

ما با بوسه‌های پنهون

چه آتیشا که سوزوندیم

ولی انگار تو نخواستی

تو نبودی، تو نموندی

پس چرا دردی کشیدیم؟

وقتی مال هم نبودیم

گفتی:"اون لحظه‌ی آخر

یاد تو بودم و حرفات

یاد شعرات". میگم ای کاش

یکیشو با هم می‌خوندیم

"دل من دل به تو بست و..."

"آن مسیری که برایت..."

همه احوال دلم بود

اگه پیش هم می‌موندیم

گفتی:"هیشکی توی دنیا

مثل تو دوستم نداشته"

تورو دوست داشتم و اما

چرا پیش هم نموندیم؟

وقت حرفامو نداشتی

کاش باهام قرار میذاشتی

این دو تا سر به هوا رو

روبروی هم می‌شوندیم

دست میذاشتی توی دستم

سر میذاشتی روی شونه‌م

یا می‌رفتیم به جهنم

یا که پیش هم می‌مُردیم

اگه سهم من نبودی

اگه قسمتت نبودم

چرا قلبامون یکی شد؟

قصه رو اینجا رسوندیم

نه تو خیلی بی‌گناهی

نه که من خیلی بی‌تقصیر

آره انگار ما دو تایی

کارو به اینجا کشوندیم

✅🅱️

@BKDelneshin دل‌نشین 👈

─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─

BKD-1141

#Bakia 41 #بابک

Lahzeye Akhar💞لحظه‌ی آخر

1404-08-12

شعر من - شماره ۴۰ - گناه

@BKDelneshin

─•═⚜️🎁⚜️═•─

گناه ❤️‍🩹

✅🅱️ 🥀

BKD-1081

آن گناهی که تو کردی با دلم، می‌اَرزید

موج عشق تو رسید به ساحلم، می‌اَرزید

.

آن غروری که شکستی و تو بعد

بیخیالم گشتی و کردی ولم، می‌اَرزید

.

چینی ِ بند زده‌ی قلب من اُفتاد، شکست

عاشقانه گفتن‌هایت با دلم، می‌اَرزید

.

من که عاشق تو بودم ، تو شبیه عاقلان

تو خیال کردی که من هم عاقلم، می‌اَرزید

.

شب ز غصه‌ی تو بیدار و دلم در غم تو

آنچه‌ شد غصه و غم بر مشکلم، می‌اَرزید

.

من حقیقت تو بودم، تو شبیه رویاها

ناجوانمردانه کردی باطلم، می‌اَرزید

.

من چه اَرزان بودم و اَرزان فراموشت شدم

گرچه من از این حقیقت غافلم، می‌اَرزید

.

آن بساط بوسه‌ها بر روی رویاهای من

اینکه در پایان، تو بودی قاتلم، می‌اَرزید

.

✅🅱️

@BKDelneshin دل‌نشین : تلگرام

─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─

BKD-1081

#Bakia 40 #بابک Gonah ❤️‍🩹 گناه

1403-02-08

شعر من شماره ۳۹ - چه بر سر دلت آمده که تنگ نمی‌شود

─•═⚜️🎁⚜️═•─

دل ❤️

✅🅱️ 🥀

۱

چه بر سر دلت آمده ، که تنگ نمی‌شود

آدمی که به یکباره، دلش سنگ نمی‌شود

۲

کجای دلت بوده‌ام که دیگر نیستم، کجا؟

که حتی دلت برای دلم تنگ نمی‌شود

۳

چه می‌شود دلت را که بیقرار نمی‌شود

چگونه دلت با دلم هماهنگ نمی‌شود

۴

چه به روز دلت آمد که دلت سنگ می‌شود

عجبا که بین‌ ما ، شروع ِجنگ نمی‌شود

۵

چه به چشم دلت آمد که دلت سیر می‌شود

دل که یکباره اسیر آب و رنگ نمی‌شود

۶

چه به دریای دلت ریختی که دل مست می‌شود

دل به ناگاه که چنین مست و ملنگ نمی‌شود

۷

چه به گوش دل خود گفتی که دلگیر می‌شود

که نه دلگرم و نه دلبند ، که دلتنگ نمی‌شود

۸

چرا با اینهمه بی‌وفایی‌های دل تو

دل نه ناامید و دلسرد، که کمرنگ نمی‌شود

۹

به چه مشغول شده است فکر و حواس دل تو

گر نباشد دل تو ، دنیا قشنگ نمی‌شود

✅🅱️

─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─

@BKDelneshin دل‌نشین 👈

#Bakia 39 #بابک Del ❤️ دل

شعر من - شماره 38 - شکار

─•═⚜️🎁⚜️═•─
شکار
✅🅱️ 🥀
۱
یک‌روز
که در فکر تو بودم، به کمینت بنِشستم
در فکر شکارت شدم و
تیر و کمان بود به دستم
۲
در فکر تو و بند خیالات تو بودم
از عطر تو اِنگاری، خبردار شده شصتم
۳
در فکر تو و دانه و دام و تله بودم
با رشته‌ای از گل که به سوی تو فرستم
۴
در دور و بر دامی که من بر تو نهادم
چرخیدی و رقصیدی که من سهم تو هستم
۵
آن روزی که من مست ِ خیالات تو گشتم
از توبه گریزان شدم و توبه شکستم
۶
من محو تماشای تو، در گوشه‌ای پنهان
آه اِی دل ِغافل ! که چنین دل به تو بستم
۷
گفتم که تو آیا به شکار آمدی یا من ؟
اینگونه که دل بردی و دل رفته ز دستم
۸
گفتم که خدا شکرت از این قسمت و سهمم
آهوی خرامانی که دل برده ز دستم
۹
گفتم که بر او زخمه زدن را ن‍پسندم
هرگز نزنم زخمه بر او، تا که من هستم
۱۰
گفتم که مبادا که گزندش برسانم
دام و تله و تیر و کمانم را شکستم
۱۱
با تیر و کمان که نشود آهو گرفتار
باید که بداند که منم عاشقش هستم
۱۲
گفتم چو شدم زخمی آن تیر نگاهش
شاید که بیاید به بر و آغوش و دستم
۱۳
من راهی شدم سمت تو و دام نگاهت
با مهر تو ، من، جام ِغرورم را شکستم
۱۴
من بهر شکار تو به میدان شدم اما
من جای تو ، در دام ِنگاهِ تو نشستم
۱۵
رفت از سر من، هوش و حواسم به یه آنی
از عطر وجود تو ... خراباتی و مستم
۱۶
من آمده بودم که شکارم شود آهو
این باره شکار آمد و کار داده به دستم
۱۷
ناگفته نماند که پس از روز اسارت
دیگر نه پریشان و نه بیمار و نه خستم

✅🅱️
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
@BKDelneshin دل‌نشین 👈
#Bakia 38... Shekar شکار

شعر من شماره ۳۷ - در خیال

۱
در خیالم از خیالت ، میزبانی می‌کنم
التفاتی گر کنی، با زیرکی چشمک‌پرانی می‌کنم
۲
دو سه خط شعر و غزل ، با قافیه ، بی‌قافیه
اندکی با تو چنین ، شیرین زبانی می‌کنم
۳
من خودم ، تنها خودت ، با چیدمانی روبرو
من تو را دعوت برای ، میهمانی می‌کنم
۴
با خیالت می‌نشینم ، کیک و چایی می‌خورم
در خیالم ، اندکی با تو تبانی می‌کنم
۵
در خیالم ، سفره می‌چینم پر از نان و عسل
آرزوی سفره‌های آسمانی می‌کنم
۶
لحظه‌ای گر که فراموشت کنم، تب می‌کنم
لحظه‌هایم را به یادت بایگانی می‌کنم
۷
گهگداری ، با تو دعوا می‌کنم ، اما سپس
من خودم ، در بین‌مان ، پا در میانی می‌کنم
۸
در خیالم در کنارت می‌نشینم خوش خوشان
در خیالم ، اینچنین من شادمانی می‌کنم
۹
می‌نویسم نام تو ... در لابلای دفترم
می زنم فریاد و نامت را جهانی می‌کنم
۱۰
با خیال تو پر از شورم ، پر از حال قشنگ
در خیالم ، شیطنت‌های جوانی می‌کنم
۱۱
هر عزیزی که تو را ، در دل من یاد کند
یک سبد گل ، هدیه صرف مژدگانی می‌کنم
۱۲
رخ نمایان کن ، بتاب ، بر آسمان من ببار
من حسابی در نگاهت، چشم‌چرانی می‌کنم
۱۳
بار الها ، جسم و جان عاشقان را غم مده
من دعای این‌ چنینی را نهانی می‌کنم
۱۴
تا که همراه من و همراه دل گردی ، عزیز
از خیالت ، در خیالم ، پاسبانی می‌کنم

✅🅱
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-971
#Bakia No.37 در خیال Dar khial
Babak,K

شعر من - شماره 36 - سکوت عشق

  • سکوت عشق (36)‏

1

این سکوت عشق ، فرجامی به جز سردی ندارد

داستانی جز غم و اندوه و شب گردی ندارد

گرچه اول بود قرارش ، شور و شوق و بیقراری

دل شود بیمار و عشق ، سودای همدردی ندارد

2

این سکوت عشق، قاتل می شود، رحمی ندارد

تکیه گاهش دیگر آن ... آسایش و نرمی ندارد

دست های مهربانش ، لطف و دل گرمی ندارد

وعده هایش می شود پوچ و از آن شرمی ندارد

3

این سکوت عشق، گاهی رفتنی رو به زوال است

بلکه خشکیدن و پوسیدن این تازه نهال است

گرچه امیدش از اول، شوق دیدار و وصال است

این چنین نامهربانی ... در میان راه ، سوال است

4

این سکوت عشق، همچون دعوتی رو به جنون است

دل دلداده و دلدار ... همه آغشته به خون است

 

بابک #Bakia باکیا 

شعر من - شماره 35 - تویی تنها دلخوشی

🥀
1
خوش به حال روزگار که با تو بوده همسفر
بد به روزگار من که از تو میشه بی‌خبر
2
خوش به حال سرنوشت که اینجوری قصه نوشت
که نبود و بود تو ... فرق جهنم و بهشت
3
خوش به حال لحظه‌ها که بیقرارم اینچنین
تویی تنها "دلخوشی" و تویی تنها "دلنشین"
4
خوش به حالِ دلِ تو که یک نفر دوسش داره
بد به حال دل من که هیچکسی رو نداره
5
خوش به احوال دلت که من براش رهگذرم
بد به احوال دلم که بیخودی منتظرم
6
خوش به حال پیرهنت، چه خوش نشسته به تنت
بد به حال دست من، هیج نرسید به دامنت
7
خوش به حال عینک و شیشه‌ی دودی رو چشات
بد به احوال چشام ، تیره میشن با دوری‌هات
8
خوش به اون خنده‌‌‌ای که نشسته کنج لب تو
بد به حال لب من که خشک شده از تب تو
9
خوش به حال نفسات، دائم توی حال و هوات
بد به حال نفسم که تنگ میشه دائم برات
10
خوش به حال گیسوهات، نشسته روی شونه‌هات
بد به حالم که نشد دست بکشم لای موهات
11
خوش به حال اَبروهات، بازی دارن با پیشونی
بد به احوال خودم، دعوت نبود به مهمونی
12
خوش به حال روسری که با تو داره دلبری
بد به احوال دل و دلبر و عشق سرسری
✅🅱
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-942
#Bakia (35): تویی تنها دلخوشی
Babak,K

بلد نبودم

🥀
من جز ستایشِ تو ... کاری بلد نبودم

دل بُردی از من و من راهی بلد نبودم

دل بُردی و برایت ، شعر و ترانه گفتم

جز شعر و قصه از تو ، کاری بلد نبودم

کاری به جز عاشقی ... آری ، بلد نبودم

✅🅱
─•═🌿🍀🌺🍀🌿═•─
Babak,K , #Bakia

یقین

🥀
این را به یقین می‌دانم من

اینگونه مرا دوست نداشتن را هم

دوست خواهم داشتن، هم بی تو، هم با هم

✅🅱
@BKDelkhoshi دلخوشی
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🍀🌺🍀🌿═•─
Babak,K , #Bakia

هرگز به کار تو نیاید این من

🥀
دیر ، اما ، چنان می‌فهمم من

آن قدر که دوستت دارم من

آن قدر که درگیر خیال بودم من

هرگز به درد تو نخواهم خوردن

هرگز به کار تو نیاید این من
✅🅱
@BKDelkhoshi دلخوشی
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🍀🌺🍀🌿═•─
#Bakia

من به بهانه ی تو


🥀
من

به بهانه‌ی تو زنده‌ام

به بهانه‌ی تو نفس می‌کشم

و به بهانه‌ی تو

دوست داشتن را زمزمه می‌کنم
✅🅱️
@BKDelkhoshi دلخوشی
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🍀🌺🍀🌿═•─
Bakia

شعر من - شماره 32 - حال من خوش نیست و حال بدم را دوست دارم

۱

حال من خوش نیست و ... حال بدم را دوست دارم

این مسیری که برایت آمدم را دوست دارم

۲

پر شدم از خواستن تو ، در گذر از این مسیر

درد تو بر جان من ، درد خودم را دوست دارم

۳

من نفهمیدم کجا و من چه راهی میروم

هر مسیری که کنارت بوده‌ام را دوست دارم

۴

هر مسیری که به دنبال تو بودم زندگیست

هر طریقی که به همراهت شدم را دوست دارم

۵

سر به روی شانه‌ و من تکیه کردم بر سرت

آن زمان که بوسه بر سر می‌زدم را دوست دارم

۶

بوسه بر پیشانی و آن بوسه‌های دم به دم

بوسه بر دستان تو، هر دم به دم را، دوست دارم

۷

حس گرمای وجودت ، شعله زد بر پیکرم

من در آغوشت درافکندم خودم را، دوست دارم

۸

من که ابعاد دلت اندازه کردم با دلم

اینکه خود را در دلت جا کرده‌ام را دوست دارم

۹

جای انگشتان و جای بوسه‌ها بر گونه‌ها

من اگر از دلبرم دل بُرده‌ام را دوست دارم

۱۰

در مسیر تو شدم همراه تو سوی بهشت

آن مسیری که در آن عاشق شدم را دوست دارم

۱۱

کودکانه ، پا به پایت ، عاشقانه آمدم

در مسیرت بی تو حتی میروم را، دوست دارم

 

✅🅱

@BKDelneshin دل‌نشین

─•🌿🌺🌹🌺🌿•─

BKD-890

#Bakia (32)  :  مسیر

Babak

شعر من - شماره 31 - یک بغل ما را تو مهمان کن

۱

یک نفسْ قصد دل و جان می‌کنی

یک زمان ، گیسو پریشان می‌کنی

گیسوانت را تو پنهان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۲

آتشی در دل فراهم می‌کنی

ناگهان این شعله‌ را کم می‌کنی

آتش عشقتْ فروزان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۳

چون زلیخا، عشق بازی‌ می‌کنی

یوسفِ دل را تو راضی می‌کنی

دعوتِ یوسف به کنعان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۴

یک زمان دامن ز من پس می‌کشی

مدتی دیگر ز من دست می‌کشی

دامنت را پر ز ریحان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۵

این همهْ زیبایی و لطف و کَرم

بوسه‌ای بر من ببخشا ، دلبرم !

بوسه‌ای از روی احسان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۶

اَبروانت را، که در هم می‌کشی

بهر عشوه، پلک بر هم می‌کشی

مرحمت بر یار نالان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۷

سر به روی شانه، بر من تکیه کن

دستهایت را به دستام هدیه کن

دست و دلبازیْ فراوان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۸

در خیالت ، غرقِ رویا می‌شوم

بی اجازه تا کجاها می‌روم

با من همراهی چو یاران کنم گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۹

حس و حالم را دگرگون می‌کنی

تبِ دیدارِ خود افزون می‌کنی

حالِ بیمارم تو درمان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۱۰

کن حلالم ، گر که دلگیرت شدم

رفت جوانی‌ها و من ، پیرت شدم

بینوا را ‌سر به سامان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

۱۱

مِنتی بر من گذار ، پیشم بیا

خارج از رویا ، به دیدارم بیا

خانه‌ی من را گلستان کن گُلم

یک بغلْ ما را تو مهمان کن گُلم

@BKDelneshin دل‌نشین

─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─

BKD-878

#Bakia 31 مهمان 

Babak

شعر من - شماره 30 - خستگی

 

چه به جا مانده ؟ ، جز یک خستگی

 

وعده‌های نابِ یک دلبستگی

 


چه به جا مانده ؟ ، جز شعر و غزل

 

دردسرهای بد ِ وابستگی

 


می‌زند خنجرْ نبودت ، ذره ذره ، بیصدا

 

در میان به‌به و چه‌چه ، به این شایستگی

 


چه به جا مانده ؟ ، جز طفلک دلم

 

یک دلِ تنها و دلْ شکستگی

 


در پسِ بود و نبودِ گاه به گاه

 

من تمام گشتم ، به این آهستگی

 

✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-869
#Bakia 30 خستگی ؛

شعر من - شماره 29 - شعر من


شعر من


یک عاشقانه از خداست
 

عاشقانه‌ای به رنگ قصه‌هاست
 

بی‌‌نظیر و بی‌بدیل و کیمیاست


شعر من
 

روح بزرگ قله‌هاست
 

به بلندای دماوند و دناست
 

به حرارت کویر و ماسه‌هاست


شعر من
 

عطر بهاریِ گُلاست
 

به گواراییِ آب چشمه‌هاست
 

رقصِ زیبای پَر پروانه‌هاست


شعر من
 

حرف تمام آدماست
 

به قشنگیِ کلام عاشقاست
 

به لطافتِ دلِ دلداده‌هاست


شعر من
 

وصف فرشته‌ی خداست
 

یک فرشته که کنار آدماست
 

شعر من ، شعرترین شعر خداست


شعر من
 

درد محبت و وفاست
 

تپش قلب کسی که بیصداست
 

واسه‌ی داشتن تو ، دست به دعاست


شعر من
 

راز و نیاز لحظه‌هاست
 

زندگی با تو در این ثانیه‌هاست
 

ساده اما ... هدیهْ از سوی خداست

 

✅🅱️


@BKDelneshin دل‌نشین


─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-842
#Bakia 29 شعر من ؛

شعر من - شماره 22 - یکی بود یکی نبود

 

یکی بود ، یکی نبود

 

زیر گنبد کبود

 

من شدم عاشق اون دختری که

 

مثل اون هیچ کی نبود


دخترک همتا نداشت

 

زیر گنبد کبود

 

من شدم عاشق اون دختری که

 

دخترک عاشق یکّی دیگه بود

 

 


یکی بود ، یکی نبود

 

زیر گنبد کبود

 

دختری بود که واسم همتا نداشت

 

دخترک قلب و دل عاشقمو تنها گذاشت

 

زیر گنبد کبود

 

دخترک رفت و دیگه اینجا نبود

 

با من و حرف دلم آشنا نبود


✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-098
بابک #Bakia 22 ؛ یکی بود یکی نبود

شعر من - شماره 21 - اینکه که گفتی عاشق هستی

 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

این برایم چون عسل بود

 

این برایم چون حکایت، قصه و ضرب‌المثل بود


 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

خوب و شیرین، دلنشین بود

 

در میان دلبری‌ها، این کلامت، بهترین بود


 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

گرچه خوب و دلنشین بود

 

اینکه من باور نمودم، اشتباه اولین بود


 

اینکه گفتی : «عاشق‌هستی»

 

لایق صد آفرین بود

 

اینکه من دل بر تو بستم، این خطای دومین بود


 

اینکه گفتی : «عاشق‌هستی»

 

قصد و نیّت در همین بود

 

اینکه من در تو بسوزم، این برایت کمترین بود


 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

قصه‌ی خُلد بٙرین بود

 

این نه عشقی‌آسمانی،قصه‌ای روی زمین بود


 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

قصه‌ی تلخ و شیرین بود

 

«عاشقم من»!، «عاشقی تو»!، آن‌تفاوت‌ها در این بود


 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

یک شروع آتشین بود

 

اوج بُهت و اوج حٙسرت، در نگاه آخرین بود


 

اینکه گفتی : «عاشق هستی»

 

کاش الهی ، اینچنین بود

 

«باور عشق خیالی»، این برایم، بدترین بود

 

✅🅱️


@BKDelneshin دل‌نشین


─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-467
بابک #Bakia 21 : اینکه گفتی

 

 قافيه هام - شماره 20 - بي تاب

   قافيه هام - شماره 20 - بي تاب   ....    Bakia20-1394/01/24

 

وقتی بین من و چشمات ، دیگه هیچ فاصله ای نیست

 

دیگه از عالم و آدم ، به خدا هیچ گله ای نیست

 

 


چه بي تابم ،‌ چه سرمستم ، تو را وقتي ببينم من ...  چه خوشحالم هر آن دم كه ، كنار تو بشينم من

 

چه لبريزم ، چه سرشارم ، من از شوق ِوجود ِتو ...  چه غمگينم ، چه بيمارم ، من از فكر ِنبود ِتو

 

چه بي حالم ، چه دلگيرم ، نباشي ، بي تو مي ميرم ...   كه اين ديوان ِعشقم را ،‌ من الهام از تو مي گيرم

 

چه سرحالم ، چه آرامم ، كه با تو حال ِمن خوب است ...  نگاه ِگرم ِتو آخر ، چه بي اندازه محجوب است

 

چه دنياي قشنگي من ، با روياي تو مي سازم ...  نباشد با تو هيچ دردي ، به روياي تو مي نازم

 

تو كه هستي، كنار من، در اين دنيا، چه غم دارم ؟ ...  غمي باشد،‌ ملالي نيست، كه من با تو، چه كم دارم؟

 

تو را حس ميكنم هر دم ، تو را هر لحظه مي‌بويم ...  خدا را از وجود ِتو ،‌ سپاس بي كران گويم

 

PDF

 

PDF ...قافيه ها


ادامه نوشته

قافيه هام  17 - كمي دعواي با دل


كمي دعواي با دل
ادامه نوشته

قافیه هام - شماره 16 - بس که خوبی

بس كه خوبي !
ادامه نوشته

ای فرشته

ای فرشته ... ای پریوش

.

ادامه نوشته

آخر خوشبختی/ خواب شیرین

ادامه نوشته

شعر من - شماره 13 - دلتنگی-سحر-پاییز

 

شعر من - شماره 12 - خاطره ها

این شیشه نشکن نیست

شعر من - شماره 10 - دلم خواست

 

شعر من 9 - دل نگرون

 

 

شعر من 8 - ميدونم مال من نيست


شعر من 7 - چه شیرین