🥀

روزگاری مثل رویا

ما به هم دل داده بودیم

یک زمانی، این دلا رو

ما به همدیگه سپردیم

سُرمه‌ای پوشیدن تو

یا که مشکی بر تن تو

شوق من از دیدن تو

وای به روزی که نبودیم

مثل بچه‌های شیطون

کمی آشفته و حیرون

ما با بوسه‌های پنهون

چه آتیشا که سوزوندیم

ولی انگار تو نخواستی

تو نبودی، تو نموندی

پس چرا دردی کشیدیم؟

وقتی مال هم نبودیم

گفتی:"اون لحظه‌ی آخر

یاد تو بودم و حرفات

یاد شعرات". میگم ای کاش

یکیشو با هم می‌خوندیم

"دل من دل به تو بست و..."

"آن مسیری که برایت..."

همه احوال دلم بود

اگه پیش هم می‌موندیم

گفتی:"هیشکی توی دنیا

مثل تو دوستم نداشته"

تورو دوست داشتم و اما

چرا پیش هم نموندیم؟

وقت حرفامو نداشتی

کاش باهام قرار میذاشتی

این دو تا سر به هوا رو

روبروی هم می‌شوندیم

دست میذاشتی توی دستم

سر میذاشتی روی شونه‌م

یا می‌رفتیم به جهنم

یا که پیش هم می‌مُردیم

اگه سهم من نبودی

اگه قسمتت نبودم

چرا قلبامون یکی شد؟

قصه رو اینجا رسوندیم

نه تو خیلی بی‌گناهی

نه که من خیلی بی‌تقصیر

آره انگار ما دو تایی

کارو به اینجا کشوندیم

✅🅱️

@BKDelneshin دل‌نشین 👈

─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─

BKD-1141

#Bakia 41 #بابک

Lahzeye Akhar💞لحظه‌ی آخر

1404-08-12