متن ترانه - قرص هاي خواب آور
چشام بستست
نمیخوابم
چشام بستست ولی فکرم ، یه عمره که نخوابیده ... مرورت می کنم هر بار ، بهم حس جنون میده
نفس میکشم و اشکام ، نشون میدن چقدر خستم ... نمیدونی چرا زنده ام ، نمیدونم چرا هستم
نمیخوام با یه دلشوره ، که افتاده توی جونم ... تو رو از اتفاقی که ، نیفتاده بترسونم
صبوری میکنم هر بار ، یه حسی تو دلم میگه ... دلت آروم گرفت آخر ، ولی پیش یکی دیگه
از امروز هر شبم گریست ، با یه حس عذاب آور
شب و روزام یکی میشن ، با این قرصای خواب آور
♫♫♫
نگفتی خسته ای از من ، نگفتی که داری میری ... فقط دیدم به جای من ، داری تصمیم می گیری
سپردی من رو دست کی ، به دیوارای این خونه ... من و این قرص خوابی که ، واسم لالایی میخونه
هنوز هرجای این خونه ، واسم خاطره می سازه ... نگاهم سمت چی باشه ، منو یاد تو نندازه
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۴ ساعت 17:11 توسط بابک
|