پيام هاي كوتاه 8
پيام هاي كوتاه 8
به سراغ من اگر مي آيي ، تند و آهسته چه فرقي دارد ؟ تو به هر جور دلت خواست بيا
مثل سهراب دگر ، جنس تنهايي من "چيني" نيست كه ترك بر دارد ! مثل آهن شده است ! تو فقط ... زود بيا !
835- دل به دلم كه ندادي ، پا به پايم كه نيامدي ، دست در دستم كه نذاشتي ، سر به سرم نذار كه قولش را به بيابان داده ام.
832- تشنه ام و آب نيست ، آب هست و ليوان نيست ، ليوان هست و ديگر تشنه ام نيست
830- تنها كه شديم دنبال دوست مي گرديم ... پيدا كه شد دنبال عيب هايش ، وقتي كه رفت دنبال خاطراتش
828- اي فلك گر من نميزادي اجاقت كور بود ؟ من كه راضي بر اين خلقت نبودم زور بود
827- تنهايي ام هم فقط ادعا دارد ... با اين همه بزرگي ،جاي خالي تو را نميتواند پر كند
825- بنويسيد به ديوار سکوت ، عشق سرمايه هر انسان است. ...بنشانيد به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شيطان است. ...و بدانيد که فردا دير است. و اگر غصه بيايد امروز، تا هميشه دلتان درگير است. ...پس بسازيد رهي را که کنون ، تا ابد سوي صداقت برود ، ...و بکاريد به هر خانه گلي ، که فقط بوي محبت بدهد
824-يك جهان قاصدك ناز به راهت باشد . بوي گل نذر قشنگي نگاهت باشد و خداوند شب و روز و تمام لحظات با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد.
822- خداجون يه سئوال فني : حتماً بايد بميرم تا روحم شاد بشه
821- زندگي در گروي خاطره هاست ... خاطره در گروي فاصله هاست ... فاصله تلخ ترين خاطره هاست.
820- آنقدر زير لبم عاشقي را زمزمه كردم ... كه لبم سوخت دلم سوخت ولي توبه نكردم.
819- درد انكار تنهايي كمتر از درد تنهايي نيست .
818- كسي كه وابستگي را چشيده باشد دلتنگي را خواهد فهميد .
817- وقتي رد پاي مهرباني را در قلب كسي بگذاري بيشتر از حاضرين حاضر خواهي بود حتي اگر غايب باشي و اين است دليل دلتنگي .
816- وا مصيبتا ! دلنوشته هايم را ميخواند ، عاشقانه هايم را به ديگري تقديم ميكند
815- عاشقي مقدور هر عياش نيست ... غم كشيدن كار هر نقاش نيست
814- قاصدك هاي امروز هم هرز شده اند ... فوتشان كه ميكني با آرزوهايت بازي ميكنند.
813- گفت تا ابد تنهايت نميگذارم ... ابدش چه زود عفو خورد.
812- هيچگاه تنهايي ات را به حراج نگذار ... فصلش كه برسد به قيمت مي خرند.
811- قرار ما امشب ! بيا امشب با هم قدم بزنيم ... تو با يارت ... من با يادت
810- ديگر نميگويم گشتم ، نبود ، نگرد ، نيست ... بگذار صادقانه بگويم ، گشتم ، اتفاقاً بود ،فقط مال من نبود
809- به سراغ من اگر مي آيي ، تند و آهسته چه فرقي دارد ؟ تو به هر جور دلت خواست بيامثل سهراب دگر ، جنس تنهايي من "چيني" نيست كه ترك بر دارد ! مثل آهن شده است ! تو فقط ... زود بيا !
808- تو گرانمايه ترين تصويري، من اگر قاب تو باشم كافيست ... اي صميمانهترين آيت مهر، با صميمانه ترين ياد به يادت هستم
807- نترسون باغ رو از گل ، نترسون سنگ رو از برف ... نترسون ماه رو از ابر ،نترسون کوه رو از حرف
نترسون بید رو از باد ، نترسون خاک رو از برگ ... نترسون عشق رو از رنج ، نترسون ما رو از مرگ
![]()
806- کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت
کاش میشد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت.
804- زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ...ظرف امروز، پر از بودن توست
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
زندگی در همین اکنون است
803- شب عفو است محتاج دعایم... ز عمق دل دعایی کن برایم ... اگر امشب به معشوقت رسیدی ... خدا را در میان اشک دیدی ... کمی هم نزد او یادی ز ما کن ... کمی هم جای ما او را صدا کن ... بگو یا رب فلانی رو سیاه است ... دو دستش خالی و غرق گناه است ... بگو یا رب تویی دریای جوشان ... در این شب رحمتت بر وی بنوشان.
802- .ناب ترین دعاهایم را بر تار خورشید و عرش کبریا ودیعه میگذارم تا همای سعادت بر زندگی ات لانه کند. از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نمی گنجد
801- آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را ... و دریایى غرق نمی کند "موسى" را ... کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد ... تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ... دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ... سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد ... مکر زلیخا زندانیش می کند ... اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند ... که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ... و خدا نخواهد ... نمی توانند ... او که یگانه تکیه گاه من و توست ... پس
به "تدبیرش" اعتماد کن ... به "حکمتش" دل بسپار ... به او "توکل" کن
من به سوز سرما عادت داشتم ، وعده گرماي تو بود كه ويرانم كرد
70۱- زندگي كن و لبخند بزن ، به خاطر آنهايي كه از نفست آرام ميگيرند و به اميدت زنده هستند و با يادت خاطره ميسازند نميدانم در زندگيت "بهترين" چگونه معنا ميشود من همان "بهترين" را برايت آرزو ميكنم.
70۲- به زندگي فكر كن ، ولي براي زندگي غصه نخور ، ديدن حقيقت است ولي درست ديدن فضيلت ، ادب خرجي ندارد ولي همه چيز را مي خرد ، زندگي معلم بيرحمياست كه اول امتحان ميكند و بعد درس ميدهد
7۰۳- دردها فراموش ميشوند ولي همدردها هرگز ... من وجود و بودن آنهايي را ميخواهم كه حتي يادشان زندگي را زيباتر ميكند ... پس هميشه باش
۷۰۴- برايت يك بغل مريم ،كه مستش مي شوي هردم ، برايت قدرت آرش ، كه دشمن را زني آتش ، برايت سفره اي ساده ، حلال و پاك و آماده ، برايت يك غزل احساس ، دوبيتي هاي عطر ياس ، برايت هر چي خوبي هست ، صميمانه دعا كردم.
۷۰۵- آدمهاي خالص را دوست دارم ، همانهايي كه بدي هيچكس را باور ندارند همانهايي كه براي همه كس لبخند دارند ، همانهايي كه بوي ناب " آدم " ميدهند و من باور دارم كه تو از همانهايي.
۷۰۶- آرزويم سرسبزي توست ، تن تو سالم و روحت شاداب ، آنچه شايسته توست ، از خدا خواهانم.
۷۰۷- تاريخ تولدت مهم نيست ، تاريخ تبلورت مهمه ، اهل كجا بودنت مهم نيست ، اهل و بجا بودنت مهمه ، منطقه زندگيت مهم نيست ، منطق زندگيت مهمه ، گذشته زندگيت مهم نيست ، امروزت مهمه كه چه گذشته واسه فردات ميسازي
۷۰۸- من به سوز سرما عادت داشتم ، وعده گرماي تو بود که ويرانم كرد
7۰9- دردها فراموش ميشوند ولي همدردها هرگز ... من وجود و بودن آنهايي را ميخواهم كه حتي يادشان زندگي را زيباتر ميكند ... پس هميشه باش
7۱۰- بنده هرچه كه تدبير كند ، كار آخر را خدا تقدير كند
71۱- هيچ مقصدي نيست به نامم و هيچ چشمي در انتظارم ... فقط با بودنم ترافيك كرده ام
۷۱۲- خدايا كيفيت رو فداي كميت نكن ، كمتر خلق كن ولي آدم خلق كن
71۳- باغباني پيرم كه به غير از گلها از همه دلگيرم ، كوله ام غرق غم است ، آدم خوب كم است، عده اي بي خبرند ، عده اي كور و كرند ، اندكي هم پكرند و ميان رفقا ، عده اي همچو شما تاج سرند
۷۱۴- تو مثل يك صبحي ،نميشه تمام روز داشتت ، ولي مطمئني كه هستش و مي بينيش ، يه صبح قشنگ !
71۵- راست ميگفت كه از كنار مشكلات بايد گذشت و گفت "ميگ ميگ" اما نميدونست مشكلات رومون نشستند و ميگند "انگوري انگوري"
۷۱۶- يادت اي دوست بخير ، دلم اندازه دنيا تنگ است ، جان من يك دل سير ، چشم در آيينه انداز و بگو : بهترينم ، اي دوست ، يادگار ديروز ، دل من بي اندازه ، خالصانه تنگ است.
71۷- تمام حجم خيالم لبريز از توست ، خيالم كوچك نيست ، تو بينهايت عزيزي
۷۱۸- واي از خيال تو ، كه دلم را گرم ميكند و چايم را سرد.
۷۱۹- به سلامتي خودم كه اينقدر تحمل داشتم.
7۲۰- خدايا همه از تو ميخواهند بدهي اما من از تو ميخواهم بگيري خستگي دلتنگي و غصه ها را از لحظه لحظه روزگار همه آنهايي كه دوستشان دارم
72۱- پشت درياي دلم شهريست كه يك دو.ست در آنجا دارم ... هر كجا هست ، به هر فكر و به هر كار ، عزيز است خدايا ، تو نگهدارش باش
۷۲۲- گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ ... نه کوچکم و نه بزرگ . ... خودت هستی که دور می شوی و نزدیک
ادامه دارد ...
برايم يك بغل مريم ، كه مستش مي شوم هردم ، برايم قدرت آرش ، كه دشمن را زنم آتش ، برايم سفره اي ساده ، حلال و پاك و آماده ، برايم يك غزل احساس ، دوبيتي هاي عطر ياس ، برايم هر چي خوبي هست صميمانه دعا كردند