شعبان رضازاده
پيامك : روز يكشنبه 19/12/1392 ساعت 19:03
حسن رضازاده : { پدرم " حاج شعبان رضا زاده " بالاخره مسافر شد . كمترين كاري كه ميتونم براش بكنم اينه كه از شما براش حمد و نماز شب اول قبر بخوام }
بسيار متاثر شدم! ... رنج جدايي پارهاي از انسان ، فقط صبر خداوندي ميطلبد ، فاتحه و دعاي آمرزش و رحمت الهي ، بدرقه مسافر عزيزمان ....
كه درديست آشنا !
آقا شعبان ، متولد 1338 ، متاهل ، داراي همسر و سه فرزند ، اهل روستاي اجواركلاه آمل ، كه ساعت 12 روز يكشنبه 19/03/92 رخت زميني بنهاد و رخت آسماني بپوشيد
آقا شعبان ، در يكي دو سال گذشته محبت زيادي نسبت به من و خانواده ام داشت ... عليرغم بيماري ، زحمت زيادي ميكشيد و ميگفت فاميل هستيم ديگه ! بايد كمك كنيم
هميشه از بابا ياد ميكرد ، بابا حدود سي سال پيش كه پدرشون مريض بود هركاري از دستش بر ميومد براشون انجام ميداد ... هركاري
هم خانواده محترم رضازاده .... و هم خانواده محترم روح اللهزاده
حتماً دوست داشت و حتماً دوستشون داشت
( از بابا به عنوان دايي ، يا دايي مختار ياد ميكنند با ذکر اینکه "خدا رحمتش كنه" )
اون موقع بچه بودم يادم هست ميومدند خونمون ... آدمهاي بسيار خوبي بودند
اما فراتر از عملكرد و رفتار انسان دوستانه بابا در قبال اين عزيزان ، وفاداري اين عزيزان نسبت به اون عملكردها بوده كه براي من به عنوان يك الگو باقي خواهد ماند .
حس قدرشناسي ، عنوان كردن آن و فراموش نكردن محبت ها که به شدت به اين رفتار اين عزيزان افتخار ميكنم ، غبطه ميخورم و تحسين ميكنم
محاله، محاله، محاله كه اين عزيزان بعد از گذشت سالها از اون موقع ، و حتي پس از يازده سال از درگذشت بابا ، از بابا ياد نكنند ... مخصوصاً كه ما رو ببينند ...
در روزگاري كه مردم ، امروز محبت ديروز را فراموش ميكنند ...
اين عزيزان الگوي وفاداري به محبت ، الگوي قدرشناسي هستند
و حرمت نان و نمك را بيش از همه ميدونند و به جرات ميگم که امروز ناياب هست و يا اصلاْ نيست !!!!
آقا پسرش به من گفت اون روزي كه اومدي ملاقات بابا (حدود یه ماه پیش ) ، بعد از رفتنت ، باز از بابات صحبت كرد و يه جمله خيلي خيلي خيلي قشنگ گفت :
به لهجه مازندراني گفت : " دايي مختار ناشته ولي داشته "
كه روي " ناشته" (نداشت) و "داشته" تاكيد خاصي داشت
مقصودش اين بود كه به لحاظ مادي هيچي نداشت ولي به لحاظ انساني همه چي داشت
خيلي متحير شدم ...جمله بسیار زیبایی بود ... يادگار زيبايي برام به جا گذاشت
براي همسر محترمش ، پسرهاي عزيزش و دختر گراميش آرزوي صبر و سلامتي از درگاه الهي دارم ...
همچنين براي برادرها و خواهر گراميش و براي مادر عزيزش (خانواده رضازاده )
همچنين عمه خانم و فرزندانشون كه محبت و قدرشناسي رو از هم به ارث بردند و به يك اندازه بلد هستند ( خانواده روح الله زاده )
به خاطر نقش زيبايي كه در ذهنم ايجاد كردند به نيكي ازشون ياد کردم و خواهم كرد
و باز خواهم نوشت
روحش شاد
