خانم هدايتي ، خانم مهربون و بامحبتي هستش . هر وقت منو مي‌ديد با لبخند مهربونش ، احوالپرسي ميكرد ، هميشه هم همين رو ميگفت: حالت خوبه ، كوچولو خوبه ،‌بزرگ شده ، حتماً ببوسش و من سه ساله كه بهش دروغ گفتم ، مني كه دروغ گفتن برام خيلي سخته و به ندرت برام اتفاق مي افته و دروغ نگفتن هم معمولاً باعث دردسرم شده ... آخرين باري كه ديدمش اين احساس سنگيني بیش از پیش بهم دست داد كه وقتي بفهمه كه بهش راست نگفتم چه حالي ميشه؟  قطعاً ناراحت ميشه و بهش حق ميدم. هرچند خوش برخوردي و مهربوني خودش باعث شدكه بهش راست نگم. هميشه هم از دستش در ميرفتم كه سئوال پيچم نكنه ...

ضمن سپاسگزاري فراوون ، خيلي هم معــــــــذرت !!!