دیره دیره

 یه روز میاد که دنبالم بگردی ... اون وقته که میفهمی باهام چه کردی

 یه روز میاد همش با چشم گریون ... بپرسی من کجام از این و از اون

 وقتی میای که دیگه دیره دیره  ...  طفلکی دل یه جوری یه جایی گیره

 مجبوره به اونی که بخواد بمونه  .... زندگیشو تو پوچی بگذرونه

 نصف دلش پیش تو  نصفی اونجا  .... بیفته از چاله ی تو ... تو اون چاه

اون وقت می بینی تو با خودت چه کردی ... داشتیش و امروز هی باید بگردی

 نه میشه دل بکنی و نه میشه که بمونی ... نه دیگه من اونم و نه خودت تو  هم همونی


می خوای آغوشتو از من بگیری...مثل دیوونه ها تشویش دارم

آخه می دونم اینو بی تو هر شب...چه روزهای بدی در پیش دارم

می خوای یادم بره هر چی که بوده...می خوای طاقت بیارم این عذابو

یه دنیا تشنگی توی صدامه...می خوای باور کنم باز این سرابو

نذار دستام گم شه،نذار دیوونه تر شم...دل من جا بمونه،خودم غرق سفر شم

از این روزهای تلخ و پر از دلشوره سیرم...یه کاری کن عزیزم،دارم از دست می رم